خرید بک لینک
همۀ انسان‌ها به کرات با تعارضات درونی مواجه می‌شوند که تحمل آن‌ها راحت نیست. مثلاً من (به مثابه یک نوجوان یا دانشجو) هم می‌خواهم درسم را بخوانم و هم با دوستان بروم تفریح و لازم است بین آن دو انتخاب کنم. یکی از راه‎‌های فرار از این تعارض مکانیسم بیرونی‌سازی (Extealization) است. در این مکانیسم من یک طرف خواسته را درونی و طرف دیگر را بیرونی می‌کنم: من دلم می‌خواهد با دوستانم تفریح کنم ولی والدینم می‌خواهند من درس بخوانم! بنابراین به راحتی انتخاب می‌کنم که به خواستۀ خودم عمل کنم و به تفریحم برسم!نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

اساس روان‌درمانی پویشی بر تجربهٔ بدنی احساسات و هشیارشدن نسبت به تکانه‌های احساسی در بدن استوار است، اینکه فرد بتواند تجلیات خشم، غم، احساس گناه و عشق را در بدنش احساس کند و تکانه‌های رفتاری آن‌ها (به ترتیب: حمله و آسیب، گریه، تمایل به جبران، و تمایل به نزدیکی و صمیمیت) را به آگاهی خود درآورد و از نیروی آن‌ها به نحو مقتضی، به طوریکه تسهیل‌گر حرکت فرد به سوی اهداف خود در زندگی باشد، استفاده کند. نکته مهم اما این است که گرچه احساسات طبیعی‌ترین حالت روانیِ است که با بروز محرک به طور خودکار در ما متادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

این که به لحاظ روانی کِی ما بیمار محسوب می‌شویم و نیاز داریم به روان‌درمانگر مراجعه کنیم معیارهایی دارد که البته باهم به کلی متفاوت هستند، یعنی اجماع مشترکی بر آن‌ها وجود ندارد. معیار اول: کارایی این معیار که مخصوص جوامع صنعتی و پیشرفته (خصوصاً آمریکای شمالی و اروپای غربی) است بر آنست که مشکل روانی بایستی بر کارایی فرد در جامعه اثر سوء گذاشته باشد، به این معنی که فرد نتواند کار کند و درآمد داشته باشد، نتواند به تحصیل یا کارآموزی بپردازد، روابط عادی در جامعه با دیگران (در قالب خانواده، همکاران، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

فرق اساسی انسان، به مثابه موجود سخنگو و نمادپرداز با سایر پستانداران و حیوانات سطح پایین‌تر در این است که حیوانات زبان بسته مجهز به یک سیستم سفت و سخت از غرایز هستند که راهنمای آنها در زندگیشان است ولی در انسان، غریزه از جا دررفته، یا اصطلاحاً out of joint است. هیچ حیوانی عمداً به خود گرسنگی نمی‌دهد، به هنگام گرسنگی اولین غذای در دسترس را می‌خورد و در جفت‌یابی به ملاک‌های فرگشتی تکیه می‌کند. اما انسان برای جلب رضای خدا روزه می‌گیرد، از بالای شهر کیلومترها طی می‌کند تا دیزی خاصی را در میدان شوش بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

انگیزۀ افرادی که به حیوانات کوچه و خیابان غذا می‌دهند یا به دوا و درمان آن‌ها می‌پردازند، چیست؟ آیا همین افراد حاضرند این کار را برای انسانها بکنند؟از منظر روانکاوی انسان واجد یک میل به مازوخیسم (خودآزادی) و سادیسم (دیگرآزاری) ذاتی است (ولو اینکه مستمراً آن را به رفتار بدل نکند، هرچند که تبدیل شدن آن به رفتار به هر حال ناگزیر است). این امیال در او احساس گناه ایجاد می‌کند که عمدتاً ناهشیار باقی می‌ماند. انسان‌ها برای تسکین درد ناشی از این احساس از مکانیسمهای دفاعی مختلفی استفاده می‌کنند و همدلی یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

در تجربۀ بالینی بارها به این مسئله برخورد کرده‌ام که افراد دو وظیفۀ مهم در رابطه را درست درک نکرده‌اند:1- این وظیفۀ ماست که به اطرافیانمان بگوییم که دوست داریم چگونه با ما رفتار شود.2- در رابطه یک محور را می‌توان دهها بار تذکر داد و یا تکرار کرد.در مورد اول: نباید انتظار داشت که طرف مقابل خودش چیزی را بفهمد. مثلاً بفهمد که من دوست دارم برایم گل بخرد، مرا به شام دعوت کند، پیشنهاد سفر بدهد و ... . هیچ کس توان ذهن‌خوانی ندارد و اگر ما خودمان آنچه در ذهنمان می‌گذرد را نگوییم کسی از آن خبردار نخواهد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

گاهی می‌شنویم که افراد می‌پرسند چگونه می‌توان به شادی و آرامش رسید؟ این دو همیشه محصول جانبیِ تلاش در برابر چالش‌ها برای رسیدن به یک هدف نمادین در جامعه است و به خودی خود وجود ندارند که بتوان آنها را پیدا کرد.و اساساً خدا نکند کسی همیشه آرام و یا شاد باشد! چرا؟اگر کسی همیشه شاد باشد، یعنی مسئلهی برای ناراحتی نداشته باشد، در وضع روانیِ بسیار خطرناکی قرار داد که آن را «مانیا» می‌نامیم. فرد مانیک باید هر چه شتابانتر بستری شود و تحت مراقبت باشد، چون بر روی زمین واقعیت زندگی نمی‌کند. واقعیت این است کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

اگر کسی از اضطراب رنج می‌برد بهترین کتابی که می‌توانم به او معرفی کنم، کتابی است با عنوان «گذار از اضطراب با بهوشیاری»، نوشته سوزان ام. اورسیلو و الیزابت روئمر، و ترجمۀ خانم دکتر سهیلا جمالی، از نشر بینش‌نو. البته کار با درمانگر و یا مصرف دارو خیلی می‌تواند کمک کننده باشد و شاید حتی ضروری.لازم نیست کل کتاب یکجا خوانده شود بلکه می‌توان خیلی آهسته آن را خواند و روی تمرین‌های آن تأمل کرد. بسیاری از افراد از این کتاب بهره برده‌اند و کتاب شماره یکِ من برای معرفی به افرادی است که از این حالتِ شایع در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

تنظیم هیجان به مثابه یکی از اجزای هوش هیجانی در سال ۱۹۹۰، پژوهشگران حوزۀ هیجان، سالووی و مایر، این ایده را مطرح کردند که برخی افراد نسبت به دیگران توانایی بیشتری برای استدلال با هیجان‌ها دارند، به‌نحوی که بتوانند کارکردهای شناختی و اجتماعی خود را بهبود بخشند. آن‌ها هوش هیجانی را چنین تعریف کردند: «توانایی پایش احساسات و هیجان‌های خود و دیگران، تمایزگذاری میان آن‌ها، و استفاده از این گزارش‌ها برای هدایت تفکر و کنش». براکت (۲۰۱۹) با اتکا بر مدل مایر و سالووی (۱۹۹۷)، این چارچوب را بسط داد و مجمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

برداشت‌های نادرست متعددی دربارۀ تنظیم هیجان وجود دارند که نیازمند شفاف‌سازی هستند. نخست، تنظیم هیجان به‌هیچ‌وجه به معنای انکار هیجان‌های خود یا دیگران نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس، مبتنی بر نگرش «اجازه برای احساس‌کردن» نسبت به همۀ هیجان‌ها و انتخاب‌هایی است که دربارۀ نحوۀ مواجهه با آن‌ها انجام می‌دهیم. به‌ این ترتیب، تنظیم هیجان دشواری رویدادهای واقعی زندگی -مانند فقر، تبعیض یا استرس‌های همه‌گیری کووید- را کم‌اهمیت جلوه نمی‌دهد. بلکه در موقعیت‌هایی که تغییر شرایط ممکن نیست، تنظیم هیجان می‌تواند نوعی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 18:30

روایت آزاد احسان سپهریان از کتاب «فروید در مقام فیلسوف» نوشتۀ ریچارد بوتبی در حلقۀ نخست همخوانیِ متون لکانی در بنیاد انسان و زندگیپارۀ نخست: سرآغاز و مقدمهلکان در خوانش خود از فروید، با در میان کشیدن دیگر سنتهای نظری چون: پدیدارشناسی، فلسفۀ اگزیستانسیال، زبانشناسی، مردمشناسی، ریاضیات و توپولوژی (نظریاتی که عمر فروید به آنها قد نداد، به آنها دسترسی نداشت یا گشوده نبود، یا به هر تقدیر فروید فرصت تسلط و تأمل بر آنها را نیافت)، به ارتقاء فراروانشناسی یا فلسفۀ نظریۀ روانکاوی به جایگاهی والا در سطح یک نظریۀ هستیشناسی (به جای انسانشناسی و هستندهشناسی)، در فراسوی مرزهای خودآگاهی، همسنگ با نظریات هوسرل، هایدگر و همترازانشان میپردازد و روانکاوی را به جایگاهی بسیار فراتر از تکنیکی برای درمان علائم، در جایگاهی که نه تنها تمام شئون زندگی انسانی، بلکه هستی او را دربرگیرد، میرساند.لکان به این میپردازد که چگونه تصویر و واژه در رابطهای پویا در دل هم میپیچند و همدیگر و سوژۀ انسانی را متأثر میکنند؛ اینکه چگونه واژه بذرِ رویشِ تصویر را میپاشد، چگونه زبان ادراکها را، و ادراکها ارتباط واژهها و زبان را در رابطهای دوسویه و درهمتنیده از خود متأثر میکنند؛ اینکه چگونه سوژگی جز در دل زبان محقق نمیشود، در عین اینکه خودِ زبان در دلِ حضورِ دیگری برساخته میشود. لیبیدو یا انرژی روانی، که بر خلاف تصور منتقدان ربط و نسبتی با انرژیهای چهارگانۀ شناخته شده در فیزیک ندارد، استعارهای مهم در قلب نظریات فروید است که با قرار دادن بدن در عرصۀ کمیتهای متعامل نیرو بیدرنگ پدیدارشناسی تجربۀ بدنی را متبادر میکند و قابلیت آن را دارد که از جای خود در رَود و در زنجیرهای از بازنماییهای به همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 14:52

روایت آزاد احسان سپهریان از کتاب «فروید در مقام فیلسوف» نوشتۀ ریچارد بوتبی در حلقۀ نخست همخوانیِ متون لکانی در بنیاد انسان و زندگیپارۀ دوم: به سوی زمینۀ نااندیشیدۀ اندیشهخوانش مرسوم متون فرویدی، در قالب نظریاتی که معانیِ فلسفیِ از پیش تثبیتشدهای به آنها میدهند، خود به وضوح کاری است بر خلاف روح آموزههای روانکاوی که مخالف تثبیتشدگی است. ریچارد بوتبی در حرکتی نو، از منظر هنری «کلود مونه» Claude Monet به فهم متون فروید رو میکند. مونه در سلسلۀ نقاشیهای کومۀ غلات یا Grainstacks، با تأکید بر نور و نه شیئی که در معرض نور است، جایِ مرسومِ شکل و زمینه را عوض میکند، طوری که کومهها پردۀ نمایشی برای نورِ نامرئیِ محیط (زمینه) شوند. ایدۀ مونه در سلسلهنقاشیهای کلیسایِ روئِن نیز این است که چگونه بستری که نمیبینیم متعیّنکنندۀ تامّ هر چیزی است که میبینیم، همسو با این ایدۀ هایدگری که گشودگی ضرورتاً همواره تحت تأثیر امر ناگشوده، بهمثابۀ نوری نامرئی و نامتعین، ولی تعیینکننده در زمینه است. در سلسلۀ نقاشیهای نیلوفرهای آبی یا “water lilies”، مونه نشان میدهد که چگونه پدیدار شیء تحت تأثیر اشیاء دیگری است که در پیرامون آن قرار دارند و منظور هایدگر از گزارۀ «شیء میشیئد» (Das Ding dingt) همین است: در هر شیء خاص، عصارۀ تمام اشیاء دیگر و جهان پیرامونی آن چکیده و حفظ میشود. به همین جهت هیچگاه در حضور شیای منفرد نیستیم، بلکه از جایگاه آن به گسترۀ جهانی کشیده میشویم که به آن شیء معنا میبخشد. مونه بر خلاف افلاطون که مرئی را کنار گذاشت تا در دنیایِ خیالیِ مُثُل، نامرئی را دریابد، دیالکتیکِ مرئی و نامرئی را تنیده در دل هم (و نه متضاد هم) معرفی میکند. in-visible همواره همزادِ درونی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 14:52

روایت آزاد احسان سپهریان از کتاب «فروید در مقام فیلسوف» نوشتۀ ریچارد بوتبی در حلقۀ نخست همخوانیِ متون لکانی در بنیاد انسان و زندگیپاره سوم: میان واژه و تصویرفروید حین سفر به بوسنی و هرزگوین، در گفتگو با یک غریبه نتوانست نام نقاشِ دیوارنگارۀ دجّال (Antichrist) را به یاد آورد. از نظر او گفتگوی پیشین آنها در مورد مرگ و لذت جنسی، مضامینی نگرانکننده از روز محشر در همان دیوارنگاره، در تداعی پیچیدهای با دالها، یعنی اسم منطقۀ سفر، کلمات آقا (Herr)، سینیور، ترافوی و ... به توقف فرایندِ یادآوری نام سینیورلّی، و در عوض، حضور بیشواضح (überdeutlich) تصویرِ نقاش، که در پایین همان نگاره نقاشی شده، در ذهن او منجر شده بود. از آنجا که ضمیر ناآگاه دارای سیستم، قواعد و هنجارهاست، سوال این است که اقتصادِ ارزشگذاری خاطرات در راستای آشکارگی و نهانشدگی، طبق چه قوانینی نظاممند میشود؟ ایدۀ فروید در کتابِ 1895 او «طرح یک روانشناسی علمی» آن است که در ساختار روانی، مسیر منتهی شونده به نالذت (Unlust)، طی فرایند جانشینسازی در نقطۀ a، یعنی درست قبل از ایستگاه b که نالذت در آن مستقر شده، ناگهان دچار پیچش شده، و انرژی روانی Qn درست مانند واگنی که به قصدی به ریل جانبی فرستاده میشود، به ایستگاه α و مسیری دیگر به سوی β و ... فرستاده میشود. لکان نیز پیچش ناگهانی در گفتمان روانکاونده در لحظۀ یادآوری از حضور روانکاو را به همین فرایند نسبت میدهد. فروید ایگو را توده نورونهایی میشناسد که ارتباطات آنها بر همین اساس برای همیشه نیروگذاری شدهاند، و نتیجه میگیرد که ایگو اساساً کارکردی دفاعی و مهارکننده دارد. اما آیا این برداشت عصبشناختی فروید از نیروگذاری را میتوان با پدیدارشناسی تطبیق داد؟ بله! گرچهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 14:52

امروز تنها خریدار مرقام بودم که تعداد ناچیزی از صف فروش برداشتم. جالب است که همین چند روز پیش یک PS5 با وسایل اضافی برای پسرم خریدم 35 میلیون تومان. ارزش معاملات امروز مرقام هم همین بود!!! این را برای ثبت در تاریخ نوشتم که یادمان باشد روزی را که ارزش معاملات بورسی یک شرکت IT به اندازۀ یک عدد اسباببازی کامپیوتری بچگانه بود، و فقط یک عدد! راستی آن کسانی که در سال 1399 مرقام را در 6500 تومان میخریدند چه فکری میکردند؟ چرا امروز آنگونه فکر نمیکنند؟ آیا دوباره به همان افکار باز نخواهند گشت؟ باید صبر کرد و دید. این حرف زیگموند فروید یادمان باشد: «کسی که به یاد نیارد مجبور به تکرار است». مردم به یاد نمیآورند که سالها پیش بورس چند بار قبرستان شده، و باز به یاد نمیآورند که چند بار باز گلستان شده و از این رو مجبور به تکرار هستند!فعلاً ماییم و ارقامی (و مرقامی!) که ترسناکند. ما همیشه تنهاییم. راستی در بازارهای مالی امنیت در تنهایی است یا باهم بودن؟از مرقام زیانده و بدرد نخور و آشغال هم خواهشمندیم تا 600 و اگر لطف کنند تا 400 بریزند و ما را تا خرخره در زیان فرو برند! ما عاشق زیان هستیم. + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 13:14 توسط احسان سپهریان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1403 ساعت: 12:30

در بازارهای مالی همزمان دو جَوّ در جریان است: جوّ خشکسالی و قحطی و جوّ فراوانی و سرسبزی. انگار که در یک منطقۀ بیابانی قحطیزده، مکانهایی سرسبز برای بزم و عیش هم وجود دارد که البته سرسبزی آن بسیار گذراست و به زودی رنگ میبازد و جابجا میشود. مدام خبر میآید که فلان جا که قبلاً محفل عیش و فراوانی بود به بیابانی قحطی زده بدل شده و بر عکس. در این فضا، عدهای مدام با عوض شدن اخبار از اینجا به آنجا در حال دویدن هستند تا فوراً خود را از بیابان به بزمگاه برسانند، غافل از اینکه هر کدام در گذشته در نقش متضاد خود بوده و در آینده هم باز خواهد بود. با این نگاه، عدهای دیگر به اخبار نگاه میکنند ولی بر اساس آن تصمیم فوری نمیگیرند. آنها هر خبری را در مقایسه با اخبار گذشته تحلیل میکنند. یعنی یک خبر را واقعیت مطلق نمیگیرند بلکه صرفاً وزنی به آن میدهند ولی میانگین آن را با اخبار و رویدادهای گذشته لحاظ میکنند. بدین سان، آنها ممکن است در بیابان بمانند و گوشهای را برای خود انتخاب کنند و در آن سنگر بگیرند و صبر کنند تا همینجا دوباره به دشت سرسبز و محفل عیش بدل شود. خوبی این کارشان این است که گرفتن جای وسیع در بیابان راحت است. هر چقدر از کویر را بخواهی میتوانی برداری و دورش را دیوار بکشی. کسی مانعت نمیشود چون اصلاً کسی آنجا نیست که بخواهد مانعت شود. این یعنی سرمایهگذاری.معاملهگری یعنی ناخنک زدن به باغ مردم و فرار کردن. پاداش آن فوری است، یعنی در لحظه حال میدهد و هیجانانگیز است ولی اگر گیر صاحب باغ بیفتی تمام آن عیش، و گاهی جانت از دماغت بیرون میآید. سرمایهگذاری ساختن باغ است. سالها طول میکشد و هیچ هیجانی هم ندارد. مدتها باید بیل بزنی و چاه بکنی و دیوار بکشی. شاید تمام حالش را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 3:44

صفحه بندی