در تجربۀ بالینی بارها به این مسئله برخورد کردهام که افراد دو وظیفۀ مهم در رابطه را درست درک نکردهاند:
1- این وظیفۀ ماست که به اطرافیانمان بگوییم که دوست داریم چگونه با ما رفتار شود.
2- در رابطه یک محور را میتوان دهها بار تذکر داد و یا تکرار کرد.
در مورد اول: نباید انتظار داشت که طرف مقابل خودش چیزی را بفهمد. مثلاً بفهمد که من دوست دارم برایم گل بخرد، مرا به شام دعوت کند، پیشنهاد سفر بدهد و ... . هیچ کس توان ذهنخوانی ندارد و اگر ما خودمان آنچه در ذهنمان میگذرد را نگوییم کسی از آن خبردار نخواهد شد، مگر به تصادف یا بسیار دیرهنگام. هرکس در دنیای خودش زندگی میکند و علایق و سلایق خودش را دارد و از دنیای دیگری بیخبر است مگر صراحتاً به او گفته شود.
در مورد دوم: گاهی میگویند: «آخه من چند بار بهش گفتم ولی گوش نداد! منم دیگه نگفتم!». این حرف مال مدرسه است که در آن معلم حرفی را یکبار یا دوبار یا سه بار میزند و دیگر تکرار نمیکند. در روابط صمیمی اگر رابطه برایمان مهم هست، هر چندبار که لازم باشد حرفی را که برایمان مهم است، تکرار میکنیم، ولو به بار صدم برسد. چرا؟ چون حرف نزدن در مورد چیزی که برایمان مهم است در نهایت رابطه را از هم میپاشد. پس اگر حرف مهمی دارید و رابطه برایتان مهم است از تکرار صدبارۀ آن نترسید.
برچسب:
نویسنده: مینا نظری