حکایت:
روزی شیخ در خیابان انقلاب قدم میزد که جوانکی از او پرسید: «ای شیخ! منابعی معرفی فرما که خود را و بورس را بشناسم». شیخ لیستی از کتابهای معرفی شدهی وبلاگ و سمینارهای هلاکویی و ترجمههای یارو سپهریان را به او معرفی همیفرمود! جوانک گفت: «اوه! خیلی زیادند. چیز فشرده و مختصرتری نیست؟!». شیخ گفت: چرا، سورهی الرحمن!
برچسب:
نویسنده: مینا نظری