خرید بک لینک
برای کار در بورس دو چیز ضروری است: پول و صبر!

حکایت:
- جوانکی نزد شیخ آمد و گفت: ای شیخ! من که پولی ندارم؛ ولی شما مرا راهی بنما که با سفتهبازی در بورس بار خود را ببندم و بروم که شنیدهام پول در آنجا فراوان باشد!
- شیخ خودکاری از نیام برکشید و آدرس مطب یک روانکاو خوب را در کف دست راست جوان نوشت و مبلغی کمکهزینهی درمان در دست چپ او گذاشت و به ادامهی مطالعات خود در باب روانشناسی بازار مشغول گشت!


برچسبها: مینیمالها

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 3:23

صفحه بندی