مشخصات کتاب: «آیین سخنرانی»، نویسنده: دِیل کارنِگی، مترجم: سوزان خدیو،انتشارات سپهر ادب، 93، 224 صفحه.
دیل کارنگی (1955-Dale Carnegie 1888)، نویسنده، موسس و مدرس دورههای آموزشی در زمینههای تعالی ردی، آیین سخنوری، فروشندگی و مهارتهای ارتباط بین فردی است که کتابهای پرفروشی در زمان حیاتش نوشته است و افراد مشهوری چون وارن بافت به فراگیری مطالب مفید بسیار از دورههای آموزشی او اذعان کردهاند.
کتاب آیین سخنرانی، انصافاً محتوای ارزشمند و ترجمهی زیبایی ندارد و به جز نکاتی که در زیر مینویسم، چیز ارزشمند دیگری در آن یافت نکردم. گاهی شگفتزده میشوم که چطور مترجم و ناشر و بقیهی عوامل چاپ یک کتاب متوجه بیباری مفرط آن نمیشوند و وقت و کاغذ و انرژی و پول را صرف تولید محتوایی میکنند که حتی 1% از آن قابل استفاده نیست! 
+ ادبا و افراد مشهور بسیاری برای سخنرانی مشکل داشتهاند که با تمرین و آموزش آن را یاد گرفتهاند، مثل مارک تواین که گفته: احساس میکردم دهانم پر از پارچه است!
+ برخی سخنوری دانستن را بیشتر از ثروت دوست داشتهاند. مثل فیلیث آموریسِ ثروتمند که گفته است: من سخنران بزرگ بودن را بر ثروتمند بودن ترجیح میدهم.
+ سخنران باید دقیقاً بداند میخواهد چه بگوید و سخنرانی خود را از پیش آماده کند. قبلاً در زمانهای مختلف اطراف آن موضوع فکر کند. جملات و ایدههای بسیار را غربال کند و بهترین آنها را جمعاوری کند و آنها را عمیقاً حس کند. بدون پشتوانهی محکمی از اطلاعات بهترین سخنرانها نیز کار را به خوبی جلو نخواهند برد.
+ متن سخنرانی باید منظم، مدون و به اندازه باشد. در بی نظمی، دانشِ بیشتر مایهی آشفتگی میشود. سخنرانی باید پشتوانهی علمی و منطقی داشته باشد و بر پایهی واقعیتها استوار باشد. سخنران باید هر گزاره را از قبل مورد تردید قرار داده و در مورد صحت آن تحقیق کند.
+ سخنران باید از مطالب خود یادداشت به همراه داشته باشد ولی جز به هنگام ضرورت نباید به آن مراجعه کند و هرگز از روی متن به ایراد سخن نپردازد (بجز در بیانیهها و امثال آن).
+ حافظهی قوی ابزار مهمی برای سخنران است. باید دانست که حفظ کردن مطالب با فاصلهی زمانی از هم موثرتر است و تداعی کردن مطالب با تصاویر، رویدادها و خاطرات گذشته به حفظ کردن کمک میکند. تکرار کردن همراه با تمرکز و شفافیت و استفاده از چند حس (دیداری، شنیداری) و نوشتن مطالب [موسوم به حافظهی عصبی- عضلانی] از نکات کلیدی در بهبود فرایند حفظ کردن است.
+ نمودار فرایند یادگیری بجای خطی، پلهای است. یعنی مثلاً کسی که زبان فرانسه میآموزد ممکن است مدتی احساس درجا زدن کند و ناگهان احساس کند پیشرفتی چشمگیر کرده است. شوق و اشتیاق اولیه و حفظ آن در طول مسیر از پیش نیازهای ضروری برای آموختن هر چیزی است.
+ سخنران باید شور و شوق را در مخاطب برانگیزد. هرگز سخن را با جملاتی کلیشهای و کلی و یا بدتر از آن با عباراتی چون «من سخنران خوبی نیستم» یا «از اینکه وقت شما را میگیرم عذرخواهی میکنم» شروع نکند، بلکه با جملهای کوتاه و هیجانانگیز که بر انگیزانندهی حس کنجکاوی مخاطب باشد، یا با یک مثال ویژه، نقل قولی جذاب یا گزارهی شبیه به آن شروع کند.
+ سخنرانی حتماً باید با ذکر خلاصه در انتها و نتیجهگیری کوتاه و روشن به پایان برسد. آخرین جملات سخنرانی بهتر است شامل تمجید بدون اغراق و تملق از مخاطبان، ذکر یک لطیفه برای خندان مخاطب، یک شعر یا تکرار جملهی اوجِ هدفِ سخنرانی باشد.
برچسب:
نویسنده: مینا نظری