خرید بک لینک

به یک نفر رمال، کفبین، احضارکننده روح، جنباز، ذهنخوان یا پیشگو برای پیشگویی تحولات بورس با حقوق ماهی 100 میلیون تومان (علیالحساب با 6 ماه پیش پرداخت) نیازمندیم. متقاضیان قیمت یک سهمِ فعال (به انتخاب خودشان) را طی 5 روز متوالی را پیشگویی کنند و در قسمت نظرات درج کنند (امکان درج پیشگویی هر روز تا یک روز قبل از آن نیز وجود دارد و لازم نیست 5 روز را یکجا بیان فرمایید). پیشگویانِ مفلوک، این فرصت استثنایی را از دست ندهید! غصهی من را هم نخورید! من صد برابرِ حقوقی که به شما میدهم را از این توانایی خارقالعادهی شما در میآورم!

سخن فوق حرفیست که من همیشه به افراد مدعی کفبینی و رمالی زدهام و تا کنون یک نفر جلو نیامده! حرفشان هم این است که ما حق نداریم برای نفع مادی کار کنیم (ولی نمیدانم چرا 5 یا 10 هزار تومن را قبول میکنند ولی 100 میلیون تومان را نه)! خب عزیزِ وارستهی من! شما این پول را از من بگیر برو خرج نیازمندان کن! نمیمیری که! میمیری؟!

درهمین راستا شنوندهی عزیزی همین سوال را از دکتر هلاکویی عزیز و مهربان پرسید و من خلاصهی صحبتهای دکتر هلاکویی را در ادامه برای خودم یادداشت کردم. اگر با خواندن راحتترید آن را بخوانید اگر نه فایل صوتی گفتگو را گذاشتهام از اینجا دانلود کنید.

----------------------

آقایی زنگ زده که چرا فال قهوه اینقدر طرفدار دارد، خصوصاً در بین خانمها؟

پاسخ دکتر هلاکویی: دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم بر اساس قواعد و قانون کار میکند و به همین خاطر است که میتوانیم برای کاری هدفگذاری و برنامهریزی کنیم و یا چیزهای جدیدی تولید کنیم که قبلاً نبود و همهی اینها را بر اساس قواعدی مشخص ساختهاند. قلب من را در میآورند و قلب مکانیکی میگذراند و با آن همان احساسات قبلی را دارم چون میدانیم مرکز احساسات در مغز است و اگر مغزم عوض شود قضیه فرق میکند. غرض اینکه هر ابداعی شده همه استوار بر قواعد شناخته شدهی جهان است و هر کس هم بخواهد تغییری در جهان به وجود آورد از همین راه است و هیچ کس، هیچ وقت در هیچ کجا، هیچ چیزی را خارج از چارچوبهای حاکم بر جهان نساخته و هیچ کس برای اثبات چنین مدعایی جلو نیامده است. اتفاقی هم تا کنون در جهان در خارج از قواعد و چارچوبهای فیزیکی و مادی رخ نداده و کسانی هم که مدعی هستند یا خودشان را میخواهند گول بزنند یا دیگران را یا هر دو را، یا عیب و ایرادی در باورها و سیستم ادراکی دارند. البته ممکن است این امکان در آینده بوجود آید که بتوانیم سیگنالهای مغزی در حین یک پروسس (مثل سخن گفتن یا تصور یک صحنه) را بیرون بکشیم و به مغز دیگری ارسال کنیم و بدون صحبت کردن از فکر یا حرف کسی آگاه شویم، درست مثل صدایی که الان شما در آنسوی زمین از من میشنوید. ولی باز اینها بر اساس اصول فیزیکی و مادی استوار خواهد بود. ممکن هم هست عدهای به صورت ضعیف این مهارت را داشته باشند و بتوانند (مثلاً از طرز بازخورد چهرهای شما) حالات شما را تشخیص دهند (حتی وقتی نخواهید آن را در چهره خود نشان دهید). اما اولاً این موضوعات به مهارتهای انسانی برمیگردد نه روحانی یا غیبی، ثانیاً بسیار جزئی است و در همهی موارد درست عمل نمیکند و ثالثاً خود افراد دارای این مهارت هم نمیتوانند ساز و کار آن را توضیح دهند چون اگر میتوانستند برای گرفتن جایزهی یک میلیون دلاری آن اقدام میکردند.

اما علت روانشناختی پدیده گاهی آسیب کودکی (0-14 ماهگی و 3-6 سالگی) است که شخص را به یک نوع magical thinking یا «تصوری معجزهگرایانه» میکشد و شخص به جای واقعبینی بر اساس استدلالهای منطقی ترجیح میدهد سراغ جادو برود. این موضوع خصوصاً در جوامعی که مردم قواعد و قوانین جهان را یا نمیشناسند یا به آن توجهی ندارند (که دومی بیشتر مرسوم است) یا در کشوری که قوانین و قواعد اجتماعی و نیز فردی و شخصی [ارتباط مستقیم بین تلاش و پاداش] اصلاً قانونمند و قابل پیشبینی نیست به راحتی این زمینه را فراهم میکند که اشخاص خود را به آمال و آرزوها بسپارد، چه در باب امیدها و چه در رابطه با وحشتها و نگرانیها [و در کشور ما به دلیل محدودیتها و فشارهای مضاعفی که بر زنها وارد میشود آنها را به این موضوع علاقهمندتر میکند و در کشورهای آزادتر احتمالاً آمار مردان و زنان گرفتار در این حوزه به هم نزدیکتر است].

در مورد فالگیرها و کفبینها: 1) اینها آن قدر کلی حرف میزنند که حرفها به همه بخورد، 2) انسان از لحاظ روانشناختی دنبال شنیدن حرفهایی است که دلش میخواهد بشنود و لذا حرفهایی که بی ربط یا غلط باشد را اصلاً نمیشنود، 3) این افراد تبحری در بازشناسی بازخوردهای چهرهای شما دارند هر چند که سعی کنید آن را پنهان کنید باز میفهمند که چقدر دارند به موضوع ذهنی مورد نظر شما نزدیک یا دور میشوند (بسیاری از آنها در تحقیقاتی که در آمریکا صورت گرفته به این مهارتها اعتراف کردهاند).

در 3 سفری که به هند (که مرکز این حرفهاست) داشتهام مطلع شدم که دانشگاه کلکته در بررسی ادعاهای افراد در مورد احضار روح و صحبت با ارواح و امثال اینها حتی یک مورد واقعی پیدا نکرده و در همهی موارد، نوعی سیاهبازی و ترفندهایی در کار بوده که در شرایط کنترل شدهی آزمایشگاهی امکان آن بازیها را نداشتهاند و دروغ و فریب بودن آن مشخص شده است.

[از نظر من نکته این است که عدهای دوست دارند گول بخورند و عدهای هم دوست دارند گول بزنند و همیشه آب چاله را پیدا میکند. و این در سایر جنبههای زندگی انسانی نیز وجود دارد و خواهد داشت!]


برچسبها: عمومی

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:17

صفحه بندی