خرید بک لینک

زمانی در این پست شلیا را با وهور مقایسه کردم و به این نتیجه رسیدم که خرید شلیا بسیار بهتر از وهور است و در عرض یکی دو ماه 30% راحت میدهد. الان 3.5 ماه گذشته و شلیا 350% رشد کرده (از 200 به 700 تومان)! من همان 30% مورد نظرم را از شلیا گرفتم و پس از صعودهای بعدی هر چند متعجب شدم ولی خشمگین نشدم. جای خشمگینی زمانی است که شما طبق قوانین خودتان عمل نکرده باشید.
اما نکتهی جالبی که در این ماجرا نهفته است این است که «بازی قیمت» در بورس مرزی ندارد. از 400 تومان به این طرف معتقد بودهام که شلیا بمبی است که ممکن است در دست آخرین دارندهی آن منفجر شود ولی در 715 تومان هنوز سر آن دعواست! یعنی نه تنها هنوز منفجر نشده بلکه هر کسی هم که در تجارت این بمب مشارکت کرده سودهای کلفتی برده است. همین بمب متحرک خیلیهای دیگر را هم به خود جذب خواهد کرد و خیلیها را هم به سودهای افسانهای (که در هیچ کار قانونی دیگری نمونه ندارد!) خواهد رساند و در نهایت هم در دست یک سری خواهد ترکید. همین موارد است که برخی را وسوسه میکند روی قطاری بپرند که با سرعت در حال تاختن است و دقیقاً در همین موارد است که معاملهگری جای خود را به قماربازی میدهد. در همین جاهاست که تحلیل تکنیکال خدا میشود و تحلیل بنیادی کشک. البته سکتهها را هم باید همینجا دید!
تنها علتی که برای بوجود آمدن چنین کیسهایی در بازار ایران وجود دارد، کم عمقی بازار و یک طرفه بودن آن است. اگر بازار دو طرفه بود، بسیاری از افراد در این قیمتها فروشنده میشدند و اجازهی رشد را در قیمتهای خیلی پایینتر به سهم نمیدادند. یا اگر سهم مثل همراه اول یا وبانک سنگین بود کسی با 1 میلیارد تومان نمیتوانست آن را هوا کند.
شلیا نمادی از یک بادکنک است که با هر «دمی» بیشتر باد میشود. امیدوارم جنس بادکنک مرغوب باشد و به این زودیها نترکد. قاعدهی من ولی امید بستن به جنس بادکنک نیست؛ قاعدهی شما چیست؟

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 11:11

صفحه بندی