دوستی پرسیده بود: در کلاس یوگا و 1 شرکت میکنم و در آنجا گاهی افراد صحبت از انرژیدرمانی میکنند. آیا اینها 1 به هم دارند؟
من در پاسخ نوشتم:
اگر منظورتان از انرژیدرمانی این است که کسی میتواند با نوعی انرژی (کوانتمی، کائناتی، تشعشعی و انواع دیگر انرژیهای ناشناخته) تغییری در کسی بوجود آورد، باید گفت که کلاهبرداری محض است! اما چرا؟
در ISTDP (رواندرمانی کوتاه مدت پویشی فشرده) یکی از اصول اساسی در ایجاد رابطهٔ درمانی (که بدون آن درمان هنوز شروع هم نشده است)، خنثی کردن انواع دفاع فرافکنی است. و دقت کنیم که فرافکنی جزء دفاعهای بدوی است.
بیمار باید اذعان کند که من مشکلی درونروانی دارم، که به من مربوط است (نه دیگری)، میدانم باید با نیرویهای روانی (عقلانی و هیجانی) در درون خودم آن را برطرف کنم ولی برای آن نیاز به کمک درمانگر متخصص دارم.
در حالی که مدیتیشن در راستای تقویت این ارادهٔ درمانی است (چون موارد فوق را اذعان میکند)، انرژی درمانی دقیقاً در خلاف آن است! چون میگوید: مشکلی در درون تو است که مربوط به تو نیست و انرژیدرمانگر با نیرویی شفابخش از بیرون، آن را رفع میکند.
بطور کلی درمانها یا ادعاهای عجیب و غریب مثل همین انرژیدرمانی یا تلهپاتی یا پیشگویی آینده (که تا کنون تن به هیچ آزمایش کنترلشدهای ندادهاند) نوعی محرک برای دامن زدن به دفاع فرافکنی (خصوصا فرافکنی مسئولیت، اراده و توان تفکر§) است و افرادی که دفاعهای ناپخته دارند، به وفور و بدون اینکه کوچکترین سوالی برایشان پیش آید، گول آنها را میخورند.
دقت کنیم که لازم نیست شما پول داده باشید تا بگوییم گول انرژیدرمانگر را خوردهاید. همینکه او شما را (حتی به رایگان) به تمسک به یک دفاع بدوی راضی کرده باشد و شما هم رضایت داده باشید که برای لحظاتی در سطح یک کودک آرزومند در فانتزی زندگی کنید، گول خوردهاید و برایتان تبعات خواهد داشت که حداقل آن آمادگی برای جدا شدن از زمین واقعیت است و میدانیم که دور شدن از واقعیت چقدر خطرناک است (در اسکیزوفرنی اولین شرط تشخیص، ناتوانی در Reality Testing) است.
همواره برای این ادعاها شواهد بطلبید. شواهد تاثیر مدیتیشن و یوگا در کارهای Richard Davidson بارها آورده شده است. در عوض هیچ انرژیدرمانگری تن به آزمون یا ارائه شواهد نداده است.
راستی اگر کسی توان انرژیدرمانی، احضار روح، پیشگویی یا تلهپاتی داشت او را به من معرفی کنید. با حقوق حداقل ماهی ۵ میلیارد تومان، خدماتش را خریداریم. دستش را هم میبوسیم.
برچسب:
نویسنده: مینا نظری