یکی از بهترین روشها برای بیمقدار کردن دارایی شرکتها آوردن آنها به 1 است! اما چطور این فرایند رخ میدهد؟
وقتی یک شرکت تخصصی پا به بورس میگذارد، قیمت سهام آن (که همانا قیمت داراییهای شرکت است که به حراج گذاشته شده) سریعاً متناسب با آن سودی میشود که در آن دوره میسازد (همان P/E فعلی). یعنی عملکرد آن با یک بقالی با یک معیار سنجیده میشود!
نماد حآفرین را بعنوان مثال در نظر بگیرید. این شرکت 140 واگن مسافرتی از آلمان خریده (با یوروی 4 هزار تومانی) که خرید مجدد آنها به قیمت امروز 2800 میلیارد تومان هزینه دارد. از لوکوموتیوهایی که از مپنا خریده، مجوزها و ساختمانهای شرکت صرفنظر میکنیم. ارزش بازار شرکت به زحمت 1900 میلیارد تومان است که پول 70% واگنهای نازنینش هم نیست.
اما 1900 میلیارد تومان معادل چیست؟ باز به یک نماد دیگر مراجعه کنیم: ارزش مسکن. کل دارایی مهم این صندوق یک ساختمان در یکی از کوچههای بنبست مقابل بیمارستان بقیعه الله در ملاصدرا است. یک ساختمان با 360 متر زمین و چند طبقه ساختمان که قیمت کارشناسی آن 150 میلیارد تومان است و البته قیمت واقعی آن حداقل 20 الی 30% بالاتر است یعنی 200 میلیارد تومان. در همان کوچه بن بست حداقل 20 تا ساختمان دیگر هم هست. قیمت ساختمانهای آن بن بست بیش از 4000 میلیارد تومان است!
یک چیزی این وسط درست نیست. یا ساختمانهای ما خیلی گران است (که البته هست اما نه زیاد) یا شرکتها خیلی مفت است. قاعدتاً نباید ارزش بازار شرکتی که صاحب واگنهای مسافری لوکسی است که قیمت بلیط آنها بیش از نصف بلیط هواپیماست (بلیط تهران-مشهد واگن فدک 800 هزار تومان و بلیط هواپیما 1300 هزار تومان)، و 7% از کل مسافران ریلی کشور را جابجا میکند معادل ساختمانهای یک طرفِ یک کوچه بن بست کوچک در ملاصدرا باشد.
یک معادلسازی دیگر: مجتمعی که ما در آن زندگی میکنیم 80 واحد است با 3000 متر زمین. قیمت فروش مجتمع 900 میلیارد تومان است. در این مجتمع 300 نفر زندگی میکنند. آیا جای زندگی 300 نفر باید نصف قیمت یک شرکت حمل و نقل ریلی بزرگ باشد؟! شرکتی که 1.1 میلیون نفر (روزی 3000 نفر) را در سال 1401 در مسیری به طول متوسط هزار کیلومتر جابجا کرده است (1.1 میلیارد نفر-کیلومتر خدمات جابجایی مسافر).
این قیمتگذاری مفت را مدیون EPS شرکت هستیم و آن را هم مدیون سوبسید بنزین و حاملهای انرژی. اما تا کی دولت موفق میشود سوبسیدهای کلان روی حاملهای انرژی بدهد؟
از این نمونهها زیاد هست. شرکتهایی که به خاطر EPS پایین که ناشی از قیمتگذاری دستوری و یا سوبسید هستند معادل قیمت یک کوچه بن بست در یک جایی از تهران هستند و با ارزش بازارشان نمیتوان یک دهم داراییهایشان را خرید (از مجوزها و عملیات شرکت صرفنظر میکنیم): همراه اول، مخابرات، بانک صادرات و دوستانش، حپارسا و تعداد بیشماری دیگر.
خدا کند سالها سوبسید انرژی برقرار باشد تا برخی شرکتها با معیار EPS قیمت بخورند و ما بیچارگانی که بیمه بازنشستگی تامین اجتماعی نداریم (
) بتوانیم برای روزگار پیری و کوری خودمان و فرزندانمان ثروتی جمع کنیم. ![]()
برچسب:
نویسنده: مینا نظری