خرید بک لینک

آیا میتوان نسبت به کسی که برایمان خیلی عزیز است (مادر، پدر، همسر، همشیر، فرزند، دوست ...) خشمگین یا متنفر هم بود؟ فرهنگ عامه به ما میگوید: نه، اصلاً! روانشناسی سلامت اما میگوید: حتماً و بیشک!

خواستههای ما نامحدود است اما عزیزانمان مثل خود ما، در برآورده کردن این خواستهها محدودیت دارند. در نتیجه همیشه در جایی ما را ناکام خواهند گذاشت، همانطور که ما لاجَرم آنها را ناکام خواهیم کرد. پیامد ناکامی خشم است و اگر شدید شود، 1. پس 1 است که در مواجهه با هر عزیزی، زمانی خشم و نفرت خودش را نشان دهد. اما آیا ما اجازه میدهیم که این احساس طبیعی خودش را به ما نشان دهد، احساس کنیم که خشمگین هستیم و تظاهرات جسمانی آن (جوشش انرژی رو به بالا از شکم به سمت گردن و دستها، احساس انرژی برای حمله در دستها، مشت شدن دستها و ... بسته به میزان خشم) را در درونمان تجربه کنیم؟ جواب: به دلایل روانشناختی – اجتماعی متعدد، خیر. به طور ضمنی یا صریح به ما یاد دادهاند که نباید از کسی که دوستش داریم خشمگین باشیم چه برسد به تنفر از او، و نیز نباید برای کسی که از او متنفریم، جایی برای دوست داشتن در دلمان باقی گذاریم.

به زبان روانشناسی ما یاد گرفتهایم (و البته خودمان هم تمایل ناهشیاری به آن داشتهایم) که دوپارهسازی (Splitting) کنیم یعنی بین احساسات متعارض مهر و خشم یا عشق و تنفر دیوار بکشیم و یکی را در رابطه با دیگران برگزینیم: یا زنگیِ زنگ، یا رومیِ روم، یا دوست یا دشمن، یا با منی یا علیه منی، یا پاکِ پاک یا نجس.

پیامد دوپارهسازی احساسات چیست؟

اولین پیامد آن جدایی انداختن میان خود و احساسی است که بطور طبیعی باید به خاطر انسانبودنمان در ما میبود. این یعنی کنده شدن چیزی از ما؛ یعنی ناقص شدن؛ یعنی ایجاد حفرهای در درونمان که جز با همان چیزی که کنده شده و دور انداخته شده پر و کامل نمیشود.

با این بخش کنده شده و جدا شده (مثلاً خشم به مادری که برایم عزیز هم هست) یکی از چند کار زیر را باید کرد تا دوپارهسازی ممکن شود: 1) انکار: من عاشق مادرم هستم. 2) فرافکنی: مادرم از دست من خشمگین است. 3) سرکوب: من نباید از مادرم خشمگین باشم. 4) برگرداندن خشم به خود: کدام حیوانی از مادرش خشمگین میشود که من هستم؟!

یکی از علتهای دوپارهسازی این است که فکر میکنیم احساس با عمل یکی است در حالی که یکی نیست. ما میتوانیم خشم، عشق، نفرت، غم و شادی را در درون خود تجربه کنیم، بدون اینکه آن را عملی کنیم. در واقع عملی کردن احساس (مثلاً پرخاشگری به هنگام خشم) خود یکی از مکانیسمهای دفاعی برای تجربه نکردن احساس است. تجربه کردنِ احساساتِ متعارض در درون، و مشاهده و تحمل آن ظرفیت مبارکی است که ما را در زندگی درونی و بیرونی غنی میکند. آن را تمرین کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 16:59 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 19:51

صفحه بندی