خرید بک لینک

به نظر من 1 1 و 1[1] یکی از مهمترین سوگیریهای انحرافی در بازارهاست. شرح مندرج در این پست در باب این سوگیری را عیناً از پایاننامهام (احسان سپهریان (1400)، شناسایی عوامل درونفردی و میانفردی موفقیت در عملکرد فعالان بازارهای مالی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی؛ ص. 21 و 22) نقل کردهام. آزمایشهای عملی جالبی وجود این سوگیری ذهنی را تأیید نمودهاند که در این گزیده به سه مورد از آنها اشاره شده است.

بر اساس سوگیری اتکاء و تعدیل، افراد عموماً فرایند تخمین خود را با مبنا قرار دادن یک رقم اولیۀ ذهنی (نقطۀ اتکاء یا لنگر[2]) آغاز میکنند (بدون این که به کیفیت، صحت و نحوۀ به وجود آمدن این رقم در ذهن توجه کنند) و سپس تصمیم خود را با تعدیل این رقم اتخاذ میکنند، در حالی که این تعدیل غالباً بسیار ناقص بوده و لذا نتیجۀ تصمیم سوگیرانه است (فرنهام و بو[3]، 2011). اِپلی و گیلوویچ[4] (2005) در آزمایشی نشان دادهاند که القای بیرونی ارقام اتکایی (لنگر) به افراد میتواند به شدت روی تخمین آنها اثر بگذارد. در این آزمایش آنها از بازدید کنندگان موزۀ سانفرانسیسکو این دو سؤال را پرسیدند: 1) ارتفاع بلندترین درخت سکویا[5] بیشتر از 365 متر است یا کمتر؟ 2) به نظر شما ارتفاع بلندترین درخت سکویا چقدر است؟ در پاسخ به سؤال دوم، میانگین پاسخهای داده شده 258 متر بود. اما وقتی همین سؤالات با نقطه اتکای 55 متر در سؤال اول پرسیده شد، میانگین پاسخها به 86 متر رسید. یعنی تفاوت 310 متری در نقاط اتکای القاء شده، باعث تفاوت 172 متری (معادل 55% تفاوت نقاط اتکا) در تخمینها گردید.

اثرهای شدید نقاط اتکا در تصمیمهای مالی، وقتی افراد قصد خرج کردن پول میگیرند هم یافت میشود. در آزمایشی که توسط جکوویتز[6] و کانمن (1995) انجام شده است، با افراد شرکتکننده در آزمایش راجع به مسائل زیستمحیطی گفتگویی انجام میشد و از آنها پرسیده میشد که برای نجات 50 هزار مرغ دریایی آسیبپذیر از نشت نفت خام در اقیانوس آرام حاضرند داوطلبانه چه مبلغی هزینه کنند. وقتی تنها این سوال مطرح شد، میانگین مبلغ کمک 64 دلار بود. اما وقتی قبل از این سوال، یک لنگر به شکل «آیا حاضرید 5 دلار برای حفاظت از محیط زیست خرج کنید؟» پرسیده شد، میانگین مبلغ اهدایی به 20 دلار کاهش یافت و وقتی مبلغ القایی در سوال لنگر 400 دلار ذکر شد، میانگین مبلغ اهدایی به 143 دلار افزایش یافت! نورثکرافت و نیل[7] (1987) نشان دادهاند که حتی کارشناسان خبره نیز از اثر سوگیری اتکا و تعدیل مبرا نیستند. در آزمایش این محققان، از چندین کارشناس املاک خواستند تا دربارۀ ارزش خانههایی که برای فروش گذاشته شده است ارزیابی خود را اعلام کنند. این کارشناسان، ضمن بازدید از خانهها دفترچۀ راهنمایی که شامل تمام اطلاعات لازم در مورد ملک و یک قیمت پیشنهادی از سوی مالک را میخواندند که برای نیمی از آنها بسیار بالا و برای نیمی دیگر بسیار پایینتر از مظنۀ بازار منطقه بود. وقتی کارشناسان ارزیابی خود را اعلام میکردند، از آنها سوال میشد که «آیا قیمت پیشنهادی مالک در ارزیابی آنها تأثیرگذار بوده است؟» و آنها به صراحت اعلام میکردند که آن قیمتها را کاملاً نادیده گرفتهاند. اما نتایج نشان میداد که ارزیابی این کارشناسان به میزان 41% تحت تأثیر لنگر پیشنهادی قرار گرفته است. وقتی به جای کارشناسان، آزمایش با دانشجویان بازرگانی که هیچ سابقهای در معاملات املاک نداشتند تکرار شد، شاخص لنگر 48% بود، با این تفاوت که دانشجویان تأثیرپذیری از قیمتهای پیشنهادی را پذیرفتند ولی کارشناسان املاک این اثرپذیری را انکار میکردند.

در تحقیقات انجام شده بر روی رفتار سرمایهگذاران در بازارهای مالی، سوگیری اتکاء و تعدیل بیشترین توجه محققان را به خود معطوف داشته است (کانسال و سینگ[8]، 2015). اغلب معاملهگران آماتور در بازارهای مالی، قیمت خرید (یا به زبان فنیتر، قیمت ورود به معامله) را به عنوان نقطۀ اتکاء برای تصمیمگیری در مورد فروش (یا خروج از معامله) در نظر میگیرند ولی معاملهگران حرفهای چنین خطایی را مرتکب نمیشوند (کاستیا، آلهو و پوتونن[9]، 2008). در واقع، در نظر گرفتن قیمت خرید یا قیمتهای جاری به عنوان نقطۀ اتکاء، ارتباطی با پتانسیلهای سود یا زیان معامله ندارد ولی این سوگیری در معاملهگران باعث زیان یا از دست رفتن سود آنها میشود. به عنوان مثال کسی که سهمی را در قیمت 1 دلار خریده باشد، قیمت جاری 2 دلار را فرصت مناسبی برای فروش ارزیابی میکند، در حالیکه اگر کسی همان سهم را به قیمت 2 دلار خریده باشد منتظر قیمتی بالاتر از 3 یا 4 دلار برای فروش سهم خود است بدون آن که سایر اطلاعات مرتبط با پتانسیلهای سودآوری سهم در آینده را در نظر بگیرد (چاپمن و جانسون[10]، 2002). بر اساس همین سوگیری، سرمایهگذاران تمایل دارند تا در زمان عملکرد خوب بازار، با اتکا بر سابقۀ اخیر رشد بازار و روندهای صعودی به آیندۀ بازار خوشبین و در زمان عملکرد بد بازار، به روندهای نزولی جاری اتکاء کرده و نسبت به آیندۀ بازار بدبین باشند (بیکر، پَن و ورگلر[11]، 2012).


[1] Anchoring and adjustment bias

[2] Anchor

[3] Furnham & Boo

[4] Epley & Gilovich

[5] redwood

[6] Jacowitz

[7] Northcraft & Neale

[8] Kansal & Sing

[9] Kaustia, Alho & Puttonen

[10] Chapman & Johnson

[11] Baker, Pan, & Wurgler

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 12:47 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: يکشنبه 8 خرداد 1401 ساعت: 19:06

صفحه بندی