خرید بک لینک

در پست قبلی، به مخاطرات اعتیادآور شبکههای اجتماعی و ماهیت آن در گُسلاندن ارتباطات اجتماعی امن از منظر یک روانپزشک پرداختیم. در تأیید آن حرفها میتوانیم به صحبتهای یک فیلسوف کرهای-آلمانی، یعنی بیونگ چول هان (Byung-Chun Hal) استاد پیشین دانشگاه برلین که کتابهای بسیاری در این زمینه (به آلمانی) نوشته است و ترجمۀ برخی از آنها از ترجمۀ انگلیسی به فارسی هم موجودند، مراجعه کنیم. ایشان در مصاحبهای که ترجمۀ آن در سایت فرارو منتشر شده است، دغدغههای خود را از گسترش دنیای 1 بیان میکنند: اینکه نه تنها روابط انسان با انسانها، بلکه روابط انسان با اشیاء که روزی ثبات و قرار زندگی روی زمین را فراهم میکرد در حال ناپدید شدن است و به گفته ایشان به زودی چیزی جز صداهایی (و شاید هم تصاویر و بوهایی!) در هوا، که معلوم نیست از کجا میآیند، چیزی باقی نخواهد ماند. او اصطلاحات جالب توجهی مانند اینفومانیا (Infomania) و فِتیشِ اطلاعات را هم به عنوان پدیدههای در حال ظهور، ساخته است. 

با این دو مقدمه آیا میتوان با ترس و لرز پرسید: که آیا جهان دیجیتال یک 1 برای انسانها است؟

پاسخ ابتدایی من (که الان میتوانم بدهم) این است که هم بله و هم نه! و خب خسته نباشم! 

چرا مجبورم چنین پاسخ مبهمی بدهم؟ چون از یک سو، میدانم که دنیای دیجیتال تلاشی است ضروری از سوی انسانهایِ واجدِ خودینگی (یا اصطلاحاً از سوی یا  دازاینهای هایدگری) برای متحقق کردن ایدههایشان. چرا که برای دازاین (کسی که به اصطلاح هایدگر داسمَن- یعنی هیچکس، خنثی و پیرو ...- نیست و برای خودش کسی است) ایده (و تئوری) از هر چیز دیگری مهمتر است و ضرورتاً دنبال محقق کردن آن است نه اینکه انتخاب کرده باشد که چنین کند. خاصیت دازاین این است که از تلاش برای محقق کردن ایدههایش دست برنمیدارد (ولو اینکه به قیمت حتی جانش تمام شود، و این میتواند توجیه کنندۀ انگیزهای بنیادین در انسان باشد که فروید نام آن را رانۀ مرگ یا Todestrieb - به انگلیسی: Death Drive گذاشته است). دازاین تنها با ایده است که میتواند از محدودیتهای مکانی-زمانی فرار کند و نوعِ بودنِ خود را برایِ خودش تعیین کند. لذا تلاش برای توسعۀ دنیای دیجیتال و از جمله متاورس (Metaverse) به عنوان یک ایده برای برخی دازاینها لاجَرَم و ناگزیر است. اما این ایدۀ دنیای دیجیتال (که میتوان مثلاً امکان تجربۀ نزدیک به واقعیتِ عینی در بازدید از موزۀ لوور با دوربین VR را یکی از ایدههای کوچک آن دانست) ایدۀ همۀ دازاینها نیست. یعنی از سویی دیگر، گروهی از دازاینهای دیگر هم هستند که به این راحتی نمیتوانند ایدههای خود (مبنی بر دلچسب و ضروری بودن زندگی در دنیای ملموس، همراه با روابط امن و نزدیک با همدیگر) را رها کنند، و البته صدها روانشناس و جامعهشناس و شاید فیلسوف در بین این گروه است. بنابراین میتوان فهمید که در واقع در اینجا با جنگ ایدههایِ دازاینها مواجه هستیم، جنگی تمام عیار! بعلاوه، ایدۀ گروه دیگری از دازاینها در این میان به چنگ آوردن میلیاردها دلار پول و اعمال قدرت بر بقیه است که نفعشان را در طرفداری از دنیای دیجیتال میبینند، ولی در مقابل دازاینهای صاحب ایدهای دیگر (اغلب از جنس روانشناس و جامعهشناس و انسانشناس که همگی را میتوان فیلسوف هم دانست) هستند که از سر مهربانی و دلسوزی، یا شاید اضطراب یا نداشتن پول و قدرت، یا نداشتن توان به کرسی نداشتن ایدۀ خود یا هر چیزی دیگر (من واقعاً هیچ نمیدانم!) در جبهۀ مخالف هستند.

بنابراین در پاسخ به سوال خودم، اجالتاً و موقتاً و به عنوان یک روانشناسِ تازهکار، به نظرم میرسد که افراد بزرگسالی که بهرهای از دلبستگیهای ایمن بردهاند، یعنی محفل خانوادگی گرم و دوستانی یکدل و صمیمی دارند و در سختیهای زندگی، میتوانند حمایت و مراقبت از آنها دریافت کنند (هرچند که کامل نباشد ولی به قدر کافی باشد)، هیچ تهدیدی از این بابت متحمل نخواهند شد.

اما در مورد کودکان و بزرگسالانی که این دلبستگیها را ندارند، خطر جدی است و خطر از این بابت است که قبل از یافتن هویت خود، با فرورفتن در دنیای ایدههای عصر دیجیتال، گم و گور شوند و دیگر هیچگاه نتوانند خود را پیدا کنند و در نتیجه حتی توان بودن و حضور در دنیای واقعی و در جامعۀ فیزیکی را هم از دست بدهند، چه رسد به توان برقراری رابطۀ دلبسته با دیگران. آن زمان است که کلینیکهای روانشناسی و روانپزشکی پر از بیمارانی خواهد بود که مشکلشان از دید پدر و مادرها و یا دوستان و یا همسرشان (که او را احتمالاً به زور به مطب آوردهاند) این است: این اصلاً در یک دنیای دیگری زندگی میکند. در هپروت است! در حالیکه فرد متهم به بیماری خودش میگوید: اینها خودشان مشکل اساسی دارند! 

اقرار میکنم که مسئله خیلی پیچیدهتر از این حرفهاست و من اجالتاً نظرات خام و ابتدایی خودم را نوشتم که بتوانم آن را سازمان دهم و دنبال کنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ ساعت 15:16 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1400 ساعت: 11:56

صفحه بندی