امروزه ما انتخابهای بسیار,ی در پیش رو داریم: در تحصیل، شغل، ازدواج، شهر محل سکونت و حتی کشور محل سکونت! چیزی که در در گذشتههای نه چندان دور اصلاً وجود نداشت.
200 یا حتی 100 سال پیش دغدغهی اغلب مردم این بود که چیزی برای خوردن و سرپناهی امن برای گذران روز و شب داشته باشند. در آن دوران، اغلبِ مردم از شهر محل سکونت خود خارج نمیشدند، دایرهی دوستان و آشنایانشان اغلب ثابت میماند و در طول عمر هم تغییر چندانی در طرز فکرشان رخ نمیداد، بطوریکه یک پیرمرد 80 ساله یک بچهی 8 ساله بود با ریش و سبیل سفید و قامتی خمیده. همچنین در آن زمانها «همه» باید کار میکردند و اگر یک نفر در خانوادهای کار نمیکرد بار تامین معیشت او بر دوش سایرین میافتاد. بنابراین اکثریت جامعه مشغول تامین مایحتاج اولیهی زندگی بودند و کسی فرصت چندانی برای تفکر و تحصیل نداشت و حتی اگر میخواست ابزار آن را نداشت، چه اینکه نه تنها تحصیل، بلکه توان خواندن و نوشتن هم خاصِّ طبقهی کوچک (معمولاً مرفه) بود.
برچسب:
نویسنده: مینا نظری