پسر جوانی که از کار چوپانی در روستایشان خسته شده بود به امید زندگی بهتر به تهران آمد. مدتی در خیابانها پرسه میزد که دید مردم جلوی یک ساختمان تجمع کردهاند. جلو رفت و از یکی پرسید اینجا چه خبر است و متوجه شد که در آنجا دورههای مقدماتی تا پیشرفتهی اژدهاکشی, برگزار میشود.
برچسب:
نویسنده: مینا نظری