
روایت آزاد احسان سپهریان از کتاب «فروید در مقام فیلسوف» نوشتۀ ریچارد بوتبی در حلقۀ نخست همخوانیِ متون لکانی در بنیاد انسان و زندگیپارۀ نخست: سرآغاز و مقدمهلکان در خوانش خود از فروید، با در میان کشیدن دیگر سنتهای نظری چون: پدیدارشناسی، فلسفۀ اگزیستانسیال، زبانشناسی، مردمشناسی، ریاضیات و توپولوژی (نظریاتی که عمر فروید به آنها قد نداد، به آنها دسترسی نداشت یا گشوده نبود، یا به هر تقدیر فروید فرصت تسلط و تأمل بر آنها را نیافت)، به ارتقاء فراروانشناسی یا فلسفۀ نظریۀ روانکاوی به جایگاهی والا در سطح یک نظریۀ هستیشناسی (به جای انسانشناسی و هستندهشناسی)، در فراسوی مرزهای خودآگاهی، همسنگ با نظریات هوسرل، هایدگر و همترازانشان میپردازد و روانکاوی را به جایگاهی بسیار فراتر از تکنیکی برای درمان علائم، د...
ادامه مطلب
روایت آزاد احسان سپهریان از کتاب «فروید در مقام فیلسوف» نوشتۀ ریچارد بوتبی در حلقۀ نخست همخوانیِ متون لکانی در بنیاد انسان و زندگیپارۀ دوم: به سوی زمینۀ نااندیشیدۀ اندیشهخوانش مرسوم متون فرویدی، در قالب نظریاتی که معانیِ فلسفیِ از پیش تثبیتشدهای به آنها میدهند، خود به وضوح کاری است بر خلاف روح آموزههای روانکاوی که مخالف تثبیتشدگی است. ریچارد بوتبی در حرکتی نو، از منظر هنری «کلود مونه» Claude Monet به فهم متون فروید رو میکند. مونه در سلسلۀ نقاشیهای کومۀ غلات یا Grainstacks، با تأکید بر نور و نه شیئی که در معرض نور است، جایِ مرسومِ شکل و زمینه را عوض میکند، طوری که کومهها پردۀ نمایشی برای نورِ نامرئیِ محیط (زمینه) شوند. ایدۀ مونه در سلسلهنقاشیهای کلیسایِ روئِن نیز این است که چگونه بستری که ن...
ادامه مطلب
روایت آزاد احسان سپهریان از کتاب «فروید در مقام فیلسوف» نوشتۀ ریچارد بوتبی در حلقۀ نخست همخوانیِ متون لکانی در بنیاد انسان و زندگیپاره سوم: میان واژه و تصویرفروید حین سفر به بوسنی و هرزگوین، در گفتگو با یک غریبه نتوانست نام نقاشِ دیوارنگارۀ دجّال (Antichrist) را به یاد آورد. از نظر او گفتگوی پیشین آنها در مورد مرگ و لذت جنسی، مضامینی نگرانکننده از روز محشر در همان دیوارنگاره، در تداعی پیچیدهای با دالها، یعنی اسم منطقۀ سفر، کلمات آقا (Herr)، سینیور، ترافوی و ... به توقف فرایندِ یادآوری نام سینیورلّی، و در عوض، حضور بیشواضح (überdeutlich) تصویرِ نقاش، که در پایین همان نگاره نقاشی شده، در ذهن او منجر شده بود. از آنجا که ضمیر ناآگاه دارای سیستم، قواعد و هنجارهاست، سوال این است که اقتصادِ ارزشگ...
ادامه مطلب
گمان میکردم انتسابِ برخی جملات اشتباه به فروید، ناشی از اشتباه در ترجمۀ آنها به زبانهای دیگر، خصوصاً انگلیسی است. ولی این انتسابهای نادرست به زبان آلمانی هم وجود دارند (که بعضاً در سایت دانشگاههای آلمانی هم به آنها استناد شده و جالبتر این که در شرح آنها از زبان فروید، سخنها گفته شده است!).یکی از این جملات مشهور منتسب به فروید در زبان فارسی این است که: انسان خوشبخت (یا سالم) کسی است که عشق بورزد و کار کند. روایاتی که این معنا را در زبان انگلیسی میرسانند و به فروید نسبت میدهند متکثرند، مثلاً این که: عشق و کار اساس انسانیت ما هستند[1]، یا: عشق و کار؛ کار و عشق؛ این همۀ چیزی است که هست[2]. ولی همگی این روایات برداشتی از این جملۀ آلمانی منسوب به فروید هستند: سلامتی عبارت است از توانایی عشق ورزی...
ادامه مطلب
اهم رویدادهای زندگی فروید: 1856- تولد در فرایبرگ اتریش در یک خانواده یهودی1860- نقل مکان به وین در 4 سالگی با خانواده1881- اخذ درجهی دکتری در طب (در 25 سالگی) از دانشگاه وین1886- ازدواج با مارتا برنایز (30 سالگی) و شروع کار به عنوان متخصص بیماریهای عصبی1895- انتشار کتاب مطالعات هیستری با دکتر برویر (Breuer)1900- انتشار کتاب تعبیر رؤیا1938- فرار به انگلستان بخاطر تهدید نازیها1939- فوت بر اثر حمله قلبی در 83 سالگی تشبیه روان انسان به آیسبرگ و تشبیه روان آگاه به قلهی کوچک بیرون از آب و روان ناآ...
ادامه مطلب